محمد تقي جعفري

43

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

يعنى اين بحث كلى مىتواند روشنگر كيفيت خاص و معناى معين شادىها و اندوه‌ها و پيروزىها و شكستها و آرمانها و اميدها و يأسها و ترسها و آرامشها در زندگانى امير المؤمنين بوده باشد . بدان جهت كه اين مبحث يكى از اساسىترين معرفتهاى ما را در بارهء على ( ع ) و نهج البلاغه پىريزى مىكند ، با شرح و تفصيل بيشترى آن را مطرح مىكنيم . اين بحث كلَّى بررسى لازم در بارهء پيدا كردن پاسخ به اين سؤال خواهد بود كه : « حيات را چگونه تفسير مىكنيم با روشن شدن پاسخ به اين سؤال است كه تا حدودى با شئون زندگى امير المؤمنين عليه السلام آشنا خواهيم گشت . يعنى اگر چگونگى تفسيرى را كه على ( ع ) در بارهء حيات خود نموده است ، درك كنيم ، تا حدود زيادى مىتوانيم عوامل و چگونگى شئون حيات اين بزرگ بزرگان را بفهميم . اگر چه شناخت واقعى حيات على ( ع ) و شئون آن را آن طور كه واقعيت مخصوص آنها است ، نمىتوان درك كرد ، زيرا اين يك قانون اساسى است كه : عقل باشى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را بينى جمال مسلم است كه براى درك شئون حيات و تفسير آنها ، بايستى اولا زندگى مورد احساس قرار بگيرد . انسانى كه احساس زنده بودن را مىكند ، با سؤال مزبور روبرو مىگردد ، زيرا از انسانى كه زنده است ، ولى احساس زنده بودن را نمىكند ، سؤال از اين كه « شئون حياتى و خواسته‌هاى شما در زندگى چيست » كاملا بى مورد است . شايد اين مطلب كه گفتيم براى بعضى از اشخاص خنده آور بوده باشد ، كه چگونه ممكن است انسانى زنده باشد و زندگى خود را احساس نكند بايد باينان گوشزد شود كه آرى ، وقتى مىگوييم : يك انسان زنده است ، لازم نمىآيد كه بگوييم : آن انسان احساس زندگى هم مىكند ، به اين دليل كه مجرد قرار گرفتن انسان در صحنهء هستى موجب آن نمىشود كه هستى خود را براى درك آن مطرح نمايد . انسان از هوا تنفس مىكند ، ولى اغلب اوقات عمرش از اين تنفس و ضرورى